تبليغاتX
معنی عشق مثل نگاه تو مشکل است!!!!!!!

معنی عشق مثل نگاه تو مشکل است!!!!!!!

دنیایی از تنهایی و عشق

بیا گل آرزوهام که بی تو تنهای تنهایم

حضورت مثل یه رویاس

که تو شبهام پیدا شد

از این دلهره میفهمم،

که راهت سمت من واشد …

یه جوری عاشقم انگار،

تو بی همتایی از خوبی

چه حسی داری از اینکه،

میون قلبم آشوبی…؟!

لبات و گرم می بوسم

دلم بیتاب میلرزه،

تمومه حسم از عشقت

تو اون ثانیه، بی مرزه…

تا از دستات وا میشم،

همش دلشوره میگیرم

یه روز آخر تو آغوشت ،

اگه قسمت شه میمیرم…

همیشه از تو میفهمم

خدا با من چقد خوبه

از اینکه عشق تو یک عمر

داره تو سینه میکوبه…

بیا گل آرزوهام که بی تو تنهای تنهایم

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:11  توسط نوید عباسی.  | 

با تو

با تو تمام فصل ها سر سبز و زیباست

آیینه چشمت پر از باغ تماشاست

با هر نسیم خنده شیرینت ای گل

در چشم های عاشقم شور تمناست

با تو تمام لحظه هایم شا عرانه است

گلواژه های شعر در قلبم شکو فاست

وقتی تو باشی روز هایم آفتابی ست

شب ها به چشم خواب من صد باغ رویاست

راز تمام فصل های صبح اشراق

در آن نگاه جاری سبز تو پیداست

باور کن ای هستی شعرم! تا تو هستی

پاییز هم لبریز از شو ریدگی هاست

تا عشق هست و تا امید و مهربانی

در کام ما این زندگی زیباست زیباست

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:9  توسط نوید عباسی.  | 

تشنه ی تو هستم

برای بوسه ی لبهات تشنه تر شده است

و هر چه جز تو در این سینه بی اثر شده است

تویی بهانه ی شیرین شعرهای دلم

به یمن نام تو احساس شعله ور شده است

مرا پناه بده در میان دستانت

که نیستی و دلم بی تو در به در شده است

قبول کن که ببارم به روی شانه ی تو

که چشمهای من از عشق ،گریه تر شده است

بخواه گم بشوم در نگاه تو وقتی

تمام زندگیم در تو مختصر شده است

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:7  توسط نوید عباسی.  | 

تکثیر عشق

تکثیر می شوم در تو

لحظه ای هزار آئینه

در چرخش چشمانت

و رسوخ می کنم گوئی…

بنوش،

بنوش رنگ چشمانم را

در فنجان قهوه روزانه ات

سیاره من،

زیسته ام در تو

حق آب و گل دارم،

بر سرزمین آغوشت

و با هرنفست وزیده ام بر آبی دریاها

زنده گشته ام،

به اعجاز بوسه ات

بالغ شده ام

چنان کبوتری

در بلوغ سبز دستانت

و باور کن به اینجا

بی آبی رگهایت

غریبه ام به غریزه خویش…

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:6  توسط نوید عباسی.  | 

سپیده محصور

زیستن را تفسیر کن
تو که دستهایت
برترین کلام را که دوست داشتن است
تعلیم می دهد
و صدای قلبت
رگهای مرا بیدار می کند
اندوه را تعریف کن
ای سپیده محصور
که در پیکرت روح حساس ابریشم ها جاریست
و هیچ کس جز من
رنگ چشمانت را نشناخته
و عشق را تفسیر کن
در پریشان سکوتت
زمانی که خیابان
رنگ چشمان تورا می گیرد
و درختان نامت را
نجوا می کنند
و من خاطرات ناچیز بودن را
در لبخندی
به کوچه تاریکی می بخشم
و به دری می کوبم
که تو می گشایی
تنها عبور
ستاره ای که شب را می شکند
از آسمان ها
می گذرم
دستهایت را می گیرم
و به خورشید می رسم

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:4  توسط نوید عباسی.  | 

مست های همیشه خواب

درخشگزاری بی آب
بی راه عبور
به امید اعجاز باران
گندم می کاریم
ما مسافران
وقتی سنگین است کوله بارمان
نمی دانیم چه رها کنیم، چه بر داریم
در پست و بلند روزگار
با خوب و بد آدمها
چه پشت سرگذاشته ایم و می گذاریم
ما مست های همیشه خواب
وقتی بیدارمی شویم که نمی دانیم که هستیم
ودر اتاقی که خود چراغش را شکستیم
کورمال در پی دیوار می گردیم

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:3  توسط نوید عباسی.  | 

تمشکها

تمشكهاي رسيده در٬

بوسه هاي آفتاب.

* * *

تمشك ها

نشسته اند به آب

ودهان من.

* * *

تمشك ها رسيده اند

و پرندگان

ـ هنوز نه.

* * *

تمشك های سياه

مزه هايشان

چه روشنند !

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 15:1  توسط نوید عباسی.  | 

گرم و خاموش کنارم بنشین

گرم و خاموش کنارم بنشین

تو سراپا سخنی

در سکوت تو جهانی خفته است

چشم از چشم من خسته مدار

غم سنگین دلم را تو فقط می دانی

که تو در جان منی

و تو همزاد منی

تو پرستوی بهارانم باش

از دلم کوچ مکن

که دلم مست بهار است

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:55  توسط نوید عباسی.  | 

دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره

دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره


دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره


چرا این در و اون در می زنی ای دل غافل


دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره


وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار


وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار، خودتو نگهدار


دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره


دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره


ای دل دیگه بال و پر نداری داری پیر می شی و خبر نداری


وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار


وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار، خودتو نگهدار


دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره


دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره

******

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:50  توسط نوید عباسی.  | 

مست جاویدان عشق

عشق در دنیا به ۲ صورت پدید می آید و ثبت شده.

عشق در یک نگاه. و عشق فاصله ای. عشق در یک نگاه آدم رو کور میکنه اما عشق در فاصله آدم رو

خورد میکنه و از درون شروع به نابودی فرد میکنه.

شما کدومشون هستید؟

برای من نظر بدید و جواب خودتون رو بگیرید.

امیدوارم جواب سوال های شمارو بتونم بدم.

منتظر هستم

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 14:38  توسط نوید عباسی.  |